بهره گيرى از داده هاى رقومى و پردازش تصوير تاكنون در مطالعات زمين شناسى و جدايش واحدهاى سنگى نتايج مثبت بسيارى را به همراه داشته، همچنين کارآيى، دقت و سرعت قابل ملاحظه اين روش امرى است که متخصصان علوم زمين و منابع طبيعى را به استفاده هر چه بيشتر از اين روش ها فرا مى خواند. اين نوشتار خلاصه اى است از روش هاى دور سنجى بکار رفته در شناخت زون هاى دگر سان و بعضى از پديده هاى زمين شناسى منطقه دره زرشک که در جنوب غرب استان يزد واقع است.
ب- زمين شناسى عمومى منطقه:
منطقه مورد مطالعه بخشى از زون ولکانيکى اروميه- دختر بوده و از نظر زمين شناسى واجد پيچيدگى هاى بسيار مى باشد.
بر اساس اطلاعات موجود و مشاهدات صحرايى، واحد هاى زمين شناسى موجود در منطقه عبارتند از:
1- سنگ هاى آهکى، دولوميتى و آهک دولوميتى شده مربوط به سازند جمال با سن پرمين ميانى، اين سازند در مناطق زرو و بيداخويد (در منطقه مورد مطالعه) با کنتاکت گسلى در ارتباط با واحد هاى مجاور قرار گرفته است.
2- باتوليت گرانيتى شيرکوه که در جنوب منطقه در کنتاکت گسلى با سازند جمال مشاهده مى شود. نبوى (1969) معتقد است که تبلور اين گرانيت در قسمت فوقانى ژوراسيک ميانى خاتمه پذيرفته. سازند سنگستان که بيشتر شامل کنگلومرا- ماسه سنگ و آرکوز است، اين توده را با دگر شيبى زاويه اى مى پوشاند.
3- آهک هاى اوربى تولين دار خاکسترى رنگ سازند تفت با سن کرتاسه زيرين که بر روى آهک هاى سازند سنگستان در زير مارن، آهک، ماسه سنگ، و کنگلومرا هاى کرتاسه فوقانى قرار دارد.
4- مجموعه افيوليت ملانژ که به اواخر کرتاسه تا اوائل دوران سوم نسبت داده مى شود و در طول گسل بزرگ دهشير و گسل هاى منشعب از آن بيرون زدگى نشان مى دهد و شامل راديولاريت، آهک هاى گلوبوترونکانادار، سنگ هاى آذرين اولترابازيک (دونيت و هارزبورژيت)، سرپانتينيت، گابرو، ميکرو گابرو، دولريت، ديوريت،پلاژيو گرانيت و بازالت مى باشد، سنگ هاى دگرسانى نظير رودنژيت، ليستوانيت نيز در اين مجموعه ديده مى شوند. سنگ هاى دگرگونى نيز به مقدار کم وجود دارند.
5- سنگ هاى کرتاسه- کنگلومراى درشت دانه اى که اصطلاحاٌ کنگلومراى کرمان ناميده مى شود مى پوشاند. اين کنگلومرا که درحين کوهزايى لاراميد بوجود آمده توسط رحيم زاده (1983) درناحيه کرمان به خوبى مورد مطالعه قرار گرفته وسن پالئوسن تا ائوسن زيرين براى آن در نظر گرفته شده است.
6- ائوسن در اين منطقه بيشتر شامل گدازه هاى آندزيتى، داسيتى و ريوداسيتى همراه با توف و برش هاى وابسته مى باشد.
7- در اليگوسن ماگماى ريوليتى به صورت گدازه، برش، ايگنمبريت در منطقه فعاليت داشته است. در ميوسن و پليوسن، کنگلومرا، مارن، ماسه سنگ و آهک هاى مرجانى با انواع و اقسام رخساره هاى مختلف در منطقه تشکيل شده است. در ميوسن، توده هاى نفوذى با ترکيب ديوريت- گابرو- گرانوديوريت- گرانيت و آپليت هاى همراه در سنگ هاى قديمى تر نفوذ کرده و در اطراف آنها هاله هاى دگر سانى به وجود آمده است. سن اين فعاليت ها را عميدى (1983) به اليگو ميوسن نسبت داده است.
8- کواترنر، در منطقه مورد مطالعه، شامل پادگانه ها و دشت هاى آبرفتى قديم و جديد است. همچنين گنبد هاى ريوداسيتى منطقه نيز به دليل شواهد بارزى مربوط به کواترنر مى باشد.
زمين ساخت منطقه مورد مطالعه:
از لحاظ تکتونيکى، منطقه مورد مطالعه تحت تاثير گسل بزرگ دهشير مى باشد، اين گسل راستاى شمال باخترى- جنوب خاورى داشته و از ميان منطقه مورد مطالعه مى گذرد. اين گسل شيب نزديک به قائم داشته و راستگرد و امتداد لغز مى باشد. درازاى گسل دهشير حدود 350 کيلومتر بوده و از جنوب غرب نائين تا غرب کوير خير آباد سيرجان ادامه دارد. اين گسل به وضوح رسوبات کواترنرو آبرفت ها را بريده و جابجا کرده است.
پديده هاى آتشفشانى جوان- دگر شکلى ها و دگر سانى در منطقه همگى در راستاى اين گسل هستند.
ج- روش کار:
1- جدا کردن زون هاى دگر سان آرژيلى و پرو پليتى:
1-1: روش طبقه بندى نظارت شده: در اين مرحله، منطقه دره زرشک به علت داشتن آلتراسيون پروپليتى و آرژيلى در حد نسبتاٌ وسيع به عنوان Training Area انتخاب گرديد، سپس با استفاده از الگوريتم هاى مناسب، مناطقى که وضعيتى مشابه دره زرشک را داشتند، مشخص گرديدند.
1-2- در مرحله بعدى از روش هاى پيشنهادى مهديزاده تهرانى (1374) استفاده گرديد. بدين نحو که تصوير رنگ کاذبى با ترکيب B= 3-1 و G= 2-4 و R=5-7 ساخته شد، در اين تصوير نواحى آلتره با رنگ صورتى مشخص شدند.
1-3 تصوير رنگى کاذب ديگرى با ترکيب B= PC4 و
G= PC5 و R= 5-4 ساخته شد، در اين تصوير نيز نواحى آلتره با رنگ صورتى تا بنفش (بسته به شدت آلتراسيون) مشخص گرديدند.
1-4- روش Band ratio: براى جدايش سنگ هاى دگر سانى گرمابى از نسبت TM5/TM7 نيز استفاده گرديد و بر هيمن اساس سنگ هاى دگر سانى گرمابى در تصوير حاصله مشخص گرديدند.
1-5- روش کروستا: در آخرين مرحله براى جدايش زون هاى دگر سان از روش موسوم به کروستا استفاده گرديده و زون هاى دگر سان تفکيک گرديدند، لازم به ذکر است که تمامى روش هاى فوق الذکر، همخوانى بسيار خوبى را با هم نشان دادند و همديگر را تاييد نمودند.
2- جدا کردن دگرسانى كربناتى
براى اينكار تصوير رنگى با ترکيب سه باند 1-4-5 و يا 5-3-1 ساخته شد، در تصوير حاصل از اين ترکيب، آندزيت هاى ائوسن کربناتى شده با کربنات هاى واقعى رنگ يکسانى را نشان مى دهند که نشانه کربناتى شدن آندزيت هاست. مقاطع ميکروسکوپى نيز، صحت عمل را تاييد مى کند.
3- جدا کردن اکسيد آهن
براى مشخص کردن اکسيد آهن از دو روش زير استفاده شد:
الف- روش Band ratio براى تشخيص سنگ هاى حاوى ليمونيت با استفاده از نسبت TM1/TM3 و
ب- روش کروستا
4- جدا کردن گنبد هاى ولکانيکى جوان
4-1- در روش کروستا، HPC2 به خوبى توانست گنبد هاى ولکانيکى جوان را تفکيک نمايد.
4-2- PC3 ساخته شده از باند هاى 1 تا 7 مى تواند به خوبى گنبدهاى جوان ولکانيکى را تفکيک نمايند. در اين روش ها گنبد ها در تصاوير رنگى تک باندى داراى رنگ زرد با نقاط مرکزى قرمز مى باشند.
5- جدا کردن خطواره ها
براى جدا کردن خطواره ها ابتدا از فيلتر Edge
Enhancement استفاده گرديد که نتايج لازم را به دست نداد، بنابراين از فيلتر دياگونال استفاده گرديد و خطواره هاى بسيارى مشخص شدند و شکستگى هايى که در زمين شناسى منطقه، دگر سانى و تراورتن سازى و ... نقش عمده اى دارند و تا کنون هم در مقاله يا نقشه اى گزارشى از آنها صورت نگرفته است، شناسايى و تفکيک گرديدند.
در خاتمه ياد آور مى شود که نتايج به دست آمده از مطالعات دور سنجى توسط مطالعات صحرايى، مشاهدات ميکروسکوپى و آناليز هاى مختلف بررسى شده و صحت و دقت آنها مورد تاييد قطعى قرار گرفت.